X
تبلیغات
هیچکس

Home| Email | M0zHgAn | ArcHivE |Profile
آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد
رؤیا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
ما که کاری نکرده ایم...

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 1:2 نويسنده هیچکس |

دیگه اون چشای نازت سگ نداره

+ تاريخ دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 1:3 نويسنده هیچکس |
وقتی یه خراش کوچیک توی سقف دهنت ایجاد می شه، اگه بتونی بهش زبون نزنی خود به خود خوب می شه؛ ولی نمیتونی...! اون زن برای من مثل اون خراش کوچیک بود...


Fight Club - 1999

+ تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 2:2 نويسنده هیچکس |
اون موقعا که یادم میفتاد فشارمم میفتاد

میرسیدم به دمای یخچال فریزر

الآن که میبینم پشمام میریزه

+ تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 1:7 نويسنده هیچکس |
بعضیا انقد قشنگ دروغ میگن

که آدم حیفش میاد باور نکنه...!

+ تاريخ دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 0:51 نويسنده هیچکس |
از یه جایی به بعد اگه ببخشی

دیگه از مهربونیت نیست

از بیشعوریته

+ تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 3:16 نويسنده هیچکس |
خاک بر سر میرفت تو کلوب(!) دنبال دوس پسر میگشت

بعد من غصه شو میخوردم...!

بگذریم... خدا لعنتش کنه :)

+ تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 0:9 نويسنده هیچکس |

+ داداش من فقط خوانسار و دوسيب ميكشه!

- آفرين به داداشت :|

+ تاريخ یکشنبه چهاردهم مهر 1392ساعت 18:41 نويسنده هیچکس |
آره دیدم که با هم خوبین و رفتم

خدا به همراتون

دست حق باتون...!


تا فهمیدم که با اون شادی

گفتم برو آزادی

تو حزب بادی...!


+ تاريخ شنبه بیست و سوم شهریور 1392ساعت 0:56 نويسنده هیچکس |
هر چی که خوبه
یا حرومه...
یا گرونه...
یا چاق کننده س...
یا در دسترس نیس...


یا متأهله.....!

+ تاريخ یکشنبه سی ام تیر 1392ساعت 23:52 نويسنده هیچکس |
قدم در مسیری گذاشته ایم که دیگر مجالی برای بازگشت نیست...!
+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر 1392ساعت 23:54 نويسنده هیچکس |
ساعت شیش صبحه

الآن من میخوابم بقیه پا میشن

از تو ای قرصصصصصصص واقعا ممنون...

خسته ام

یکی لالایي ویگن رو بذاره...

+ تاريخ جمعه بیست و دوم دی 1391ساعت 5:53 نويسنده هیچکس |
... و کتاب من چاپ شد!

+ تاريخ یکشنبه دهم دی 1391ساعت 2:5 نويسنده هیچکس |
عزيزم...
كسي مانع گُه خوري تو نميشه...
ولي حداقل سيرموني داشته باش!!!
+ تاريخ دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 21:1 نويسنده هیچکس |
22 دسامبر شد و تو نيامدي...!
+ تاريخ یکشنبه سوم دی 1391ساعت 15:20 نويسنده هیچکس |
...Scandal
+ تاريخ دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 1:46 نويسنده هیچکس |
زني كه منو ول ميكنه واسه پول
براي تو هم... براي قلبت
هيچ گهي نميخوره...

+ تاريخ دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعت 14:59 نويسنده هیچکس |
من که ارزان فروختم خود را
راستی قیمت شما چند است؟!

+ تاريخ پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 14:25 نويسنده هیچکس |
Turn me into someone like you
Find a place that we can go to
Run away and take me with you
Don't let go I need your rescue


+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 0:38 نويسنده هیچکس |
بايد از گربه هاي له شده كف خيابون پرسيد...

اونور خيابون چي داشت كه اينور نداشت...؟

(تقديم به همه گربه صفتا!)

+ تاريخ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 15:1 نويسنده هیچکس |

Ðe$igNÊR: M0zHgAN